رو فرمودن
مترادفها
گفتن، بیان کردن، اظهار کردن
لغت نامه دهخدا
رو فرمودن. [ ف َ دَ ] ( مص مرکب ) روی فرمودن.شرمنده کردن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ):
روی فرمود مشکمویان را
عنبرین خامه ات به حسن رقم.ظهوری ترشیزی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
شرمنده کردن.
جمله سازی با رو فرمودن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به جنت وعده فرمودن ز نقص همت ما دان که گلخن گلخنی را به زباغ و بوستان بینی
💡 روزى امام كاظم ع از كنار مردى ژوليده و خاك نشين عبور نمود، به او سلام كرد و نزداو نشست و با او مدتى طولانى به گفتگو پرداخت، سپس به او فرمودن (من براىخدمتگذارى حاضرم، هرگونه كارى دارى بگو انجام دهم !).
💡 اگر کسی گوید که: کارها همه بتقدیر الهی است و بهیچ حال بتقدیر در نتوان گذشت، پس چرا حذر فرموده است؟ و چه فایده در آنست؟ جواب آنست که حذر فرمودن آرام دل بنده راست، و طمأنینت نفس وی، نه برای آن تا دفع قدر کند.
💡 و از امام باقر عليه السلام است كه فرمودن (كانرسول الله صلى اللّه عليه و آله ياكل الهديه و لاياكل و لا ياكل الصدقة )
💡 از حضرت باقر و امام صادق (ع ) روايت شده: كه اباذر در عهد پيامبر اكرم (ص ) فردىرا به مادر سياهش سرزنش نمود، به او گفت: اى پسر سياه !حضرت فرمودن او را بهمادرش سرزنش نم دى ؟!ابوذر آنقدر سر و صورت خود را به خاك ماليد تارسول خدا (ص ) از او خوشنود گرديد. (410)
💡 و در تعبير ديگر فرمودن لايزال الاسلام عزيزا ولى اثنى عشر خليفه همواره اسلام، عزيز و حاكم است (در صورتى كه ) دوازده جانشين (من ) بر آنسرپرستى و رهبرى كنند. (3)