رو ذوی

لغت نامه دهخدا

روذوی. [ ذَ ] ( ص نسبی ) نسبت است به روذویه که نام یکی از اجداد ابواسحاق ابراهیم بن احمد شیرازی است. ( از انساب سمعانی ). رجوع به روذویه شود.
روذوی. [ ذَ ] ( اِخ ) ابراهیم بن احمدبن منصور شیرازی روذوی مکنی به ابواسحاق. وی از علی بن محمد زیادآبادی و فضل بن عباس و جز آن دو، روایت کرد و بسال 318 هَ.ق. درگذشت. ( از انساب سمعانی ).

فرهنگ فارسی

ابراهیم بن احمد بن منصور شیرازی رو ذوی مکنی به ابواسحاق.

جمله سازی با رو ذوی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ثانیاً، بر این باورم که ایشان با نقض استقلال قضات و قوهٔ قضائیه، سیاسی کردن قضاوت و ظلم آشکار در حق منتقدان و ذوی‌الحقوق، «ولایت جائر» را محقّق کرده‌است.

💡 ذوی ثابت (به عربی: ذوی ثابت) یک شهرداری در الجزایر است که در استان سعیده واقع شده‌است.

💡 ^  ۱. السید محمدکاظم الیزدی، کامل سلمان الجبوری، انتشارات ذوی‌القربی، ۱۳۸۵، ص ۱۵۲.

💡 در این تفسیر آمده‌است که دوستی و محبت ذوی‌القربی با مسئله ولایت و قبول رهبری اهل بیت در ارتباط است و در واقع امتداد رهبری محمد و ولایت الهیه او می‌باشد.

💡 در این خصوص، شیعه و سنی در واجب بودن مودّت و محبّت ذوی‌القربای پیامبر اتفاق نظر دارند و این وجوب از ظاهر آیه قابل برداشت است.

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز