ره برگرفتن

لغت نامه دهخدا

ره برگرفتن. [ رَه ْ ب َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) راه برگرفتن. عازم شدن.به رفتن آغازیدن. حرکت کردن. راهی شدن:
نپذرفت از ایشان و ره برگرفت
جهان مانده از کار او در شگفت.فردوسی.به دستوری شاه ره برگرفت
جهان مانده از کار او در شگفت.فردوسی.به دستوری شاه ره برگرفت
به قنوج شد ماه در بر گرفت.فردوسی.رجوع به راه برگرفتن شود.

فرهنگ فارسی

راه بر گرفتن. عازم شدن. به رفتن آغازیدن.

جمله سازی با ره برگرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرهنگستان زبان و ادب بلوچی (سرباز) نیز با برگرفتن از حروف الفبایی سید ظهور شاه هاشمی حروف الفبای بلوچی را استانداردسازی کرده‌است.

💡 برگرفتن نتوان پیکر آن کشته زخاک که نه تن مانده به جا و نه به تن پیرهنش

💡 آشکارا برگرفتن گنج فرخ فال نیست من به فرخ فال گنجی در نهان آورده‌ام

💡 نتوان ز بعد دیدن نظر از تو برگرفتن نتواند آنکه چشمش بود و نظر نباشد

💡 آن مرد هم در نامه نوشت: اباعبداللّه ! فلان شخص پانصد دينار از من طلبكار است و برگرفتن آن اصرار مى ورزد، به او بگو به من مهلتى بدهد.

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز