لغت نامه دهخدا
رمل کش. [ رَ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) رَمّال.( ملخص اللغات حسن خطیب ). رجوع به رمال و رمل شود.
رمل کش. [ رَ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) رَمّال.( ملخص اللغات حسن خطیب ). رجوع به رمال و رمل شود.
رمال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رمل و رماد باشد دنیی ز هر دو بگذر بر باده ده رمادش بر آب زن رمالش
💡 اشکال رمل اینست و بس خواهی اگر ترتیب آن لحن بقاع اعقفن، بغطج بود نرکیب آن
💡 بحر متقارب مانند بحرهای هزج، خفیف، سریع و رمل از بحرهایی است که از همان دورهٔ نخستینِ شعر عروضی فارسی رواج کامل داشتهاست.
💡 بحر رمل، از بحور متّفقالارکان شعر فارسی که از تکرار «فاعِلاتُن» (- ل - -) یا زحافات آن تشکیل شدهاست. رمل به معنی حصیربافتن است. مشهورترین وزن آن:
💡 فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات هست در بحر رمل این قطعه با تاب و درخش