لغت نامه دهخدا
رطب چیدن. [ رُ طَ دَ ] ( مص مرکب ) رطب بازکردن از نخل؛ چیدن خرمای تازه:
در آن باغ رفته رطب چیدمی
وزو دادمی هر که را دیدمی.نظامی ( از آنندراج ).
رطب چیدن. [ رُ طَ دَ ] ( مص مرکب ) رطب بازکردن از نخل؛ چیدن خرمای تازه:
در آن باغ رفته رطب چیدمی
وزو دادمی هر که را دیدمی.نظامی ( از آنندراج ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 صبر اگر باشد توان چیدن رطب از چوب خشک آتشت گردد ریاحین گر توکل میکنی
💡 زین نخل کسی رطب نچیده ست چیدن چه سخن رطب ندیده ست