لغت نامه دهخدا
رشک بالا. [ رَ ک ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان طغرالجرد بخش زرند شهرستان کرمان. سکنه 200 تن. آب آن از قنات. محصولات عمده غلات و حبوب و مرکبات. خربزه آن معروف است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
رشک بالا. [ رَ ک ِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان طغرالجرد بخش زرند شهرستان کرمان. سکنه 200 تن. آب آن از قنات. محصولات عمده غلات و حبوب و مرکبات. خربزه آن معروف است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده از دهستان طغرالجرد بخش زرند شهرستان کرمان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای به بالا بلند و زیبا تو رشک سرو بلند بالا تو
💡 رشک سرو بوستان بالای او آفتاب آسمان لالای او
💡 علی رغم شکاف و تحقیری که طبقات بالای جامعه نسبت به طبقهٔ پایین پایین جامعه داشتند نشانه ایی از حسادت و رشک ورزی میان این دو دیده نمیشود چرا که طبقهٔ روحانی همیشه این شکاف پر میکردند. روحانیون مربوط به طبقهٔ اعیان میشدند وهمواره میان آنها و اعیان اشتراک منافع وجود داشت