لغت نامه دهخدا
رشوه گیر. [ رِش ْ /رُش ْ وَ / وِ ] ( نف مرکب ) رشوه خور. آنکه رشوه و پاره می گیرد. ( ناظم الاطباء ). مرتشی. ( یادداشت مؤلف ).
رشوه گیر. [ رِش ْ /رُش ْ وَ / وِ ] ( نف مرکب ) رشوه خور. آنکه رشوه و پاره می گیرد. ( ناظم الاطباء ). مرتشی. ( یادداشت مؤلف ).
رشوه خور. آنکه رشوه و پاره می گیرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فریدون عباسی در واکنش به رشوه در دولت سیزدهم به نمایندگان مجلس بیان کرد: «من نه نیاز داشتم و نه اعتقاد داشتم خودروهایی که دولت هدیه داد را بگیرم اما چرا باید گدابازی درآوریم و به ماشین شاسی بلند گیر بدهیم؟ مگر قیمت ماشین شاسی بلند چقدر است؟ اینطور که ما ماشینهای داخلی را میبینیم که در شهر اینگونه مشکل دارند و مرتب با آنها گرفتار هستیم بهتر از خود نظام فکر کند که خوروهای محکمتر که کمتر دچار خرابی شوند در اختیار نمایندگان قرار دهد. من حقوقم را از محل خدمتم میگیرم ضمن اینکه حقوق من از مجلس هم بیشتر است.»