رستی ده

لغت نامه دهخدا

رستی ده. [ رُ دِه ْ ] ( نف مرکب ) رستی دهنده. روزی دهنده. رازق. ( فرهنگ فارسی معین ). || بهره دهنده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - روزی دهنده رازق. ۲ - بهره دهنده.

جمله سازی با رستی ده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فرستاده را داد و گفتا که رو که رستی تو از تیغ گردن درو

💡 امروز چو جانستی در صدر جنانستی از دور قمر رستی بالای قمر رفتی

💡 سعدی چو ترک هستی گفتی ز خلق رستی از سنگ غم نباشد بعد از شکسته جامی

💡 به خشکسال وفا رستی ای گیاه محبت بریز برگ که ابر امید آب ندارد

💡 به اِلّا گر رسیدی رستی از لا ازین جا بازدانی نفی و اثبات

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
جیران یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز