( رزم آزما ) رزم آزما. [ رَ آ زْ / زِ ] ( نف مرکب ) مخفف رزم آزماینده. جنگ آزما. ( آنندراج ). آنکه جنگها دیده. ( فرهنگ فارسی معین ). جنگ آزموده و باوقوف درعلم جنگ. ( ناظم الاطباء ). رزم آزموده. رزم آرای. گندآور. جنگ آور. رجوع به رزم آزمای و مترادفات کلمه شود.
( رزم آزما ) ( ~. زْیا زِ ) (ص فا. ) جنگ آزموده.
(ی ) ( ~. )(ص فا. )۱ - پهلوانی که در رزم هنرمند باشد. ۲ - فرماندهی که مقدمات جنگ را آماده سازد.
( رزم آزما ) رزم آزماینده، جنگ دیده، رزم آزموده، جنگی، جنگاور.
( رزم آزما ) مخفف رزم آزماینده جنگ آزما آنکه جنگها دیده رزم آزموده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که گفتت که با شاه رزم آزمای ندیدی مرا پیش اوبربپای
💡 بفرمود سالار رزم آزمای که دم دردمیدند مردان به نای
💡 وزان روی کابل شه از مرغ و مای جهان کرد پر گرد رزم آزمای
💡 چو بشنید شاپور رزم آزما ز گفتار ازیشان درآمد ز جا
💡 به زیر آی و مردی و رزم آزمای اگر داری از پیش شمشیر پای
💡 همی خواست باسوز رزم آزمای کز آن رزمگه بازگردد به جای