رخ نهادن

لغت نامه دهخدا

رخ نهادن. [ رُ ن ِ/ ن َ دَ ] ( مص مرکب ) روی نهادن به چیزی یا به جایی.رو کردن. روی آوردن. بمجاز، متوجه شدن:
گرت خوش آمد طریق این گروه
پس به بیشرمی بنه رخ چون رخام.ناصرخسرو.قطره ای رخت سفر بندد اگر از کف ابر
چون رخ خویش ز اعلی نهد اندر اسفل.واله هروی ( از آنندراج ). || روی گذاردن. روی نهادن. روی گذاشتن. قرار دادن رخسار بر چیزی:
از اسب پیاده شو بر نطع زمین رخ نه
زیر پی پیلش بین شه مات شده نعمان.خاقانی.

فرهنگ فارسی

روی نهادن به چیزی یا بجایی رو کردن یا روی گذاردن روی نهادن.

جمله سازی با رخ نهادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 روز اصفهان روزی پاسداشت و ارج نهادن به شهر تاریخی اصفهان و روز نکوداشت اصفهان است. این روز برابر با یکم آذرماه هر سال است.

💡 گر تو را باید که مجروح جفا بهتر شود مرهمی باید نهادن بر سرش نرم از وفا

💡 سایل اورا دلی گرمست ا زآنمعنی که هست ایمن ازمنت نهادن وز تما طل کردنش

💡 دست دولت بر سرم خواهد نهادن تاج بخت با میانت گر شبی دست و کمر خواهد شدن

💡 ۲۱مین مراسم گلدن گلوب برای ارج نهادن به بهترین فیلم و شوی تلویزیونی سال ۱۹۶۳ در تاریخ ۱۱ مارس سال ۱۹۶۴ برگزار شد

💡 فايده ديگر نظارت مخفى، مدارا كردن كاركنان با ارباب رجوع است. حضرت على (ع )بعد از سفارش به مالك اشتر مبنى بر نهادن ماءموران مخفى براى نظارت به اين دومورد از فوايد نظارت مخفى اشاره كرده و مى فرمايد:

ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز