رحمت بردن

لغت نامه دهخدا

رحمت بردن. [ رَ م َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) یا رحمت بردن بر کسی. رحمت آوردن. رحم کردن. شفقت ورزیدن. ترحم نمودن. رقت نمودن:
نوازنده تر زآن شد انصاف شاه
که رحمت برد خاصه بر بی گناه.نظامی ( از آنندراج ).گفتا نه که من بر حال ایشان رحمت می برم. ( گلستان ).
مشو تا توانی ز رحمت بری
که رحمت برندت چو رحمت بری.( بوستان ).|| مورد رحمت باد و درود مردم واقع شدن.

فرهنگ فارسی

رحمت آوردن رحم کردن شفقت ورزیدن

جمله سازی با رحمت بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جز سخن‌ گفتن ز عفو و رحمت او شرط نیست نام دوزخ بردن و دوزخ نهادن بر سفال

💡 نه عادت است به خورشید درد سر بردن که رحمتی کن و بر خاک عین لطف گمار

نام یعنی چه؟
نام یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز