رای اوردن

رای اوردن

اصطلاح «رأی آوردن» در زبان فارسی، به‌ویژه در حوزه سیاست و انتخابات، به معنای کسب رأی موافق از سوی مردم یا اعضای یک جمع برای پذیرش یک فرد یا نظر است. این عبارت زمانی به کار می‌رود که یک نامزد انتخاباتی، طرح یا پیشنهاد بتواند نظر مثبت اکثریت رأی‌دهندگان را جلب کند و به تصویب یا پیروزی برسد. در واقع، «رأی آوردن» نشان‌دهنده موفقیت در جلب اعتماد و حمایت دیگران است و بیان می‌کند که فرد یا ایده‌ای توانسته نظر مساعد تعداد قابل توجهی از افراد را به دست آورد. این اصطلاح تنها محدود به انتخابات رسمی نیست، بلکه در موقعیت‌های مختلف اجتماعی، اداری و حتی گروهی نیز کاربرد دارد؛ مثلاً وقتی در یک جلسه، پیشنهادی مطرح می‌شود و مورد تأیید اکثریت قرار می‌گیرد، گفته می‌شود آن پیشنهاد «رأی آورده است». «رأی آوردن» همچنین می‌تواند بیانگر مقبولیت اجتماعی و اعتبار فرد یا دیدگاه در میان دیگران باشد. در نظام‌های دموکراتیک، این مفهوم اهمیت ویژه‌ای دارد، زیرا نشان‌دهنده نقش اراده مردم در تعیین سرنوشت سیاسی و اجتماعی است. علاوه بر این، میزان رأی آوردن می‌تواند نشان‌دهنده میزان محبوبیت یا نفوذ یک فرد در جامعه باشد. بنابراین، این اصطلاح هم جنبه حقوقی و سیاسی دارد و هم جنبه اجتماعی و فرهنگی. به طور کلی، این عبارت به معنای به دست آوردن حمایت و تأیید دیگران از طریق رأی‌گیری است و نشان‌دهنده موفقیت در رقابت یا تصمیم‌گیری جمعی محسوب می‌شود.

لغت نامه دهخدا

( رای آوردن ) رای آوردن. [ وَ دَ ] ( مص مرکب ) راه و رسم کاری پیش گرفتن. روی بکاری آوردن. تصمیم به امری گرفتن. بر کاری خاستن و اراده کردن:
یک امروز رای پلنگ آورید
ز هر سو برانید و جنگ آورید.فردوسی.همی بی من آیین و رای آورید
جهان را به نو کدخدای آورید.فردوسی.سه روز اندرین جنگ رای آوریم
سخنهای بهتر بجای آوریم.فردوسی.سخندان چو رای روان آورد
سخن از زبان ردان آورد.عنصری.ز رامش سوی دانش آورد رای
پژوهشگری کرد با رهنمای.نظامی.بکوشید کآرَد سوی روم رای
فروبسته شد شخص را دست و پای.نظامی.بفرمود شه تا چو رای آورند
در آن آب دانش بجای آورند.نظامی.دواسبه سوی ظلمت آورد رای.نظامی.به آزردن کس نیاورد رای
برون از خط عدل ننهاد پای.نظامی ( از آنندراج ).به زمین بوس شاه رای آورد
شرط تعظیم را بجای آورد.امیرخسرو دهلوی ( از آنندراج ).
رأی آوردن. [ رَءْی ْ وَ دَ ] ( مص مرکب ) رای آوردن. رجوع به ماده رای آوردن شود. || در اصطلاح انتخابات، داشتن رأی موافق. نظریه های مساعد وموافق اشخاص بسیار بدست آوردن. آوردن رأی مساعد.

فرهنگ فارسی

( رای آوردن ) رای آوردن. یا در اصطلاح انتخابات داشتن رای موافق.

جمله سازی با رای اوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حمید احمدی منتقد گروه‌های است که: از مسایل اقوام ایرانی به صورت ابزار رای آوردن و ایجاد پایگاه و حامی در انتخابات استفاده می‌کنند. او از جمله منتقدان نظام دانشگاهی و مدرک گرایی در نظام دانشگاهی ایران بوده و معتقد است دانشگاه به «مرکز رانت خواری نخبگان سیاسی در داخل حکومت شده‌است. برخی صرفاً به خاطر علاقه‌های سیاسی و اجتماعی، و نه علمی، وارد علوم انسانی شده‌اند».

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز