لغت نامه دهخدا
( رآبیل ) رآبیل. [ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ رئبال و ریبال. رجوع به رئبال شود. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
( رآبیل ) رآبیل. [ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ رئبال و ریبال. رجوع به رئبال شود. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ).
( ر آبیل ) جمع رئبال و ریبال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 او اهل ابیلین در تگزاس است، همچنین او طرفدار تیم دالاس کاوبویز و دالاس ماوریکس است.
💡 خنده فانوس را، ز نور چراغ؛ ناله ی ناقوس را، ز دست ابیل