لغت نامه دهخدا
ذوعقب. [ ع َ ] ( ع ص مرکب ) فرس ذوعفو و عقب، فعفوه اول عدوه و عقبه ان یعقب محضراً اشد من الاول.
ذوعقب. [ ع َ ] ( ع ص مرکب ) فرس ذوعفو و عقب، فعفوه اول عدوه و عقبه ان یعقب محضراً اشد من الاول.
فرس ذو عفو و عقب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این خودرو در کلاس مینیون قرار گرفته، طراحی آن خودروهای موتور عقب-محور عقب بوده است.
💡 غرض ز دنیی و عقبی قبول خاطر توست ز رد غیر چه باک است اگر پسند توییم
💡 ° بتمن باجهشی سریع شخصیتهای اسکات، بیشاپ و کنونبال را زد و استورم را عقب راند درنهایت جین گری اورا متوقف کرد.
💡 قبایل آلمانی، پس از بیرون راندن رومیان، سلتها را نیز به سمت غرب به عقب راندند. انگلسها و ساکسونها نام خود را به این خطه دادند. انگل لند یا انگلند. این افراد را انگلوساکسون مینامیدند.
💡 روی ازین قبله بگردان که نمازی نبود رو به محراب و نظر در عقب شاهد شنگ
💡 بدین سرمایه خشنودی که از دنیا سوی عقبی بخواهی رفت و راضی نی ز تو پروردگار تو