ذوذوائب به مجموعهای از گیسوها یا دنبالههایی اطلاق میشود که به نوعی بر روی هم انباشته شدهاند. این واژه به صورت جمع «ذوذوابه» نیز به کار میرود و میتوان به آن به عنوان نشانهای از زیبایی و جذابیت ظاهری نگاه کرد. در واقع، ذوذوائب نشاندهندهی گیسوهای پرپشت و بلند است که در برخی فرهنگها به عنوان نمادی از زنانگی و زیبایی شناخته میشوند. این اصطلاح را میتوان در ادبیات و هنرهای تجسمی نیز مشاهده کرد، جایی که گیسوها به عنوان نمادهای زینتی و حسی به تصویر کشیده میشوند. لذا، ذوذوائب نه تنها یک صفت ظاهری بلکه یک مفهوم فرهنگی و اجتماعی نیز به شمار میرود که به بیان زیبایی و جذابیت در جوامع مختلف میپردازد.
ذو ذوائب
لغت نامه دهخدا
ذوذوائب. [ ذُ ءِ ] ( ع ص مرکب، اِ مرکب ) گیسووران. دنباله داران. ج ِ ذوذوابة. رجوع به ذوذوابة شود.
فرهنگ فارسی
گیسو وران.
جمله سازی با ذو ذوائب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خرامان و سرمست و مخمور و بیخود شکستهکله تاب داده ذوائب
💡 سراسر سر آغوش و والا و موبند چو خوبان گلروی مشکین ذوائب