لغت نامه دهخدا
دیوانه رنگ. [ دی ن َ / ن ِ رَ ] ( ص مرکب ) دیوانه مانند. دیوانه سان. دیوانه گون:
یکی گفتش ای شوخ دیوانه رنگ
عجب صبر داری تو بر چوب و سنگ.سعدی.
دیوانه رنگ. [ دی ن َ / ن ِ رَ ] ( ص مرکب ) دیوانه مانند. دیوانه سان. دیوانه گون:
یکی گفتش ای شوخ دیوانه رنگ
عجب صبر داری تو بر چوب و سنگ.سعدی.
( صفت ) دیوانه مانند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است، میتوان به طاووس، گره بادر ماینهوف، قبل از سقوط، دیوانه، یک قهوه در برلین، سوئیت فرانسوی، زنی با لباس طلایی رنگ، نسل جنگ و من کی هستم اشاره کرد.
💡 بنمای بنا معقتدانم رخ رنگین تا بیش نپرسند که: دیوانه چرایی؟
💡 طلب کن همچو خود بیآب و رنگی از این دیوانهای بینام و ننگی
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به وقتی هری سالی را دید...، همگی در خانواده، گلولهها بر فراز برادوی، گرگ وال استریت، قهرمان کوچک، رنگهای بنیادین، شوک و ترس، رئیسجمهور آمریکا، اد تیوی، مامانو از قطار بنداز پایین، بیخواب در سیاتل، اولین باشگاه همسران، آجیل مخلوط، دیکی رابرتس، زمان سگ دیوانه و داستان ما اشاره کرد.