لغت نامه دهخدا
( دهان آلوده ) دهان آلوده. [ دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) که آلوده به آب دهان کسی باشد. که کسی بدان دهان زده باشد:
ملک نقل دهان آلوده می خورد
به امید شکر پالوده می خورد.نظامی.
( دهان آلوده ) دهان آلوده. [ دَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) که آلوده به آب دهان کسی باشد. که کسی بدان دهان زده باشد:
ملک نقل دهان آلوده می خورد
به امید شکر پالوده می خورد.نظامی.
( دهان آلوده ) که آلوده به آب دهان کسی باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای دهان آلوده جانی از کجا می خوردهای و آن طرف کاین باده بودت از کجا ره بردهای
💡 می ریزد از کلک و زبان نوشت «نظیری » در بیان دست و دهان آلوده ای گستاخ خوان کیستی؟
💡 دهان آلوده عرش و در شکم هیچ گرفته لوح لوح از سر قلم هیچ
💡 و ما در اينجا اشاره مى كنيم به اينكه: زياد بودن ميكروبها در دهان منحصر در پوشانيدنزياديهاى طعام در دهان نيست؛ زيرا ممكن است اين زياديهاى طعام به دهان از طريق ارتباطبا اجسام ديگرى غير از طعام باشد، بلكه ممكن است از خود طعام باشد هنگامى كه طعام بهچيز ديگرى آلوده باشد، چنانچه ممكن است از راه هواى دهان آلوده شود و آن آلودگى بهساير قسمتهاى بدن از راه تنفس برسد.