لغت نامه دهخدا
ده خیاری. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل. واقع در 62هزارگزی شمال باختری سکوهه. سکنه آن 393 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
ده خیاری. [ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل. واقع در 62هزارگزی شمال باختری سکوهه. سکنه آن 393 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روستای خیاری در فاصله ۱۰کیلومتری شهر اهرم تنگستان و. ۴۰کیلومتری جنوب شرق بوشهر واقع شدهاست و از یک سمت به تپه ماهورها و از سمت دیگه آن زمینهای دشت وگتکزار قرار گرفتهاست.
💡 مقصود از تعذر ناتوانی و از بین رفتن و فقدان قدرت است و مقصود از خیار تعذر خیاری است که در اثر ناتوانی طاری و از بین رفتن قدرت تسلیم یا قدرت اجرای تعهد و شرط یک طرف، برای طرف دیگر عقد ایجاد میشود.
💡 دهنو خیاری، یک آبادی از توابع بخش دهج، شهرستان شهربابک در استان کرمان ایران است.
💡 خیاری وسطی، یک آبادی از توابع بخش دهج، شهرستان شهربابک در استان کرمان ایران است.
💡 ده خیاری، روستایی در دهستان تیمورآباد بخش تیمورآباد شهرستان هامون در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
💡 خیاری سفلی، یک آبادی از توابع بخش دهج، شهرستان شهربابک در استان کرمان ایران است.