لغت نامه دهخدا
ده حوض. [ دَه ْ ح َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سوسن بخش ایذه شهرستان اهواز. واقع در 45هزارگزی شمال خاوری ایذه دارای 770 سکنه است. آب آن از چشمه تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
ده حوض. [ دَه ْ ح َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان سوسن بخش ایذه شهرستان اهواز. واقع در 45هزارگزی شمال خاوری ایذه دارای 770 سکنه است. آب آن از چشمه تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
ده حوض، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ایذه در استان خوزستان ایران است.
این روستا در دهستان سوسن غربی قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۳۵ نفر ( ۴۲خانوار ) بوده است.
💡 به طاق گلشن...، به حوض و برکهٔ ناف به جویبار میان ران و ناودان زهار
💡 بده می مطرب ساقی به آهنگ هوالباقی که خونی در دل تسنیم و حوض کوثر اندازیم
💡 حضرت فرمود: خير است تو برادر من و يار منى در غار، و تو با منى بر لب حوض،چيزيكه هست نبايد از من كسى پيغامى برساند مگر شخصى از خودم.
💡 در روز محشر آنکه شفیع خلائق است بر حوض کوثر آنکه بود شافع امم
💡 «اگر میخواستم لب حوض روسری بچه را بشویم، میآمدند میگفتند بلند شو تو نباید بشویی. من پشت سر او، اتاق را جارو میکردم. وقتی او نبود لباس بچه را میشستم …»
💡 رنگ شلخو در محلهٔ یهودیان تهران قدیم (سرچشمه و چهارراه سیروس) که در اواخر دورهٔ قاجار محل زندگی نوازندگان یهودی بوده، اجرا میشده و رقصی به همین نام در اجراهای تخت حوضی وجود داشتهاست.