ده تکو

لغت نامه دهخدا

ده تکو. [ دِه ْ ت َ ] ( اِخ ) دهی است از بخش میان کنگی شهرستان زابل. واقع در هفت هزارگزی شمال باختری ده دوست محمد. سکنه آن 150 تن. آب آن از رودخانه هیرمند تأمین می شود. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با ده تکو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همان چو احمد مختار، باعث تکوین هم این چو حیدر کرار علت ایجاد!

💡 پارتیان در شمال خاوری ایران معماری نوینی را تکوین بخشیدند. معماری پارتیان، با ترکیب عناصر ایرانی و یونانی شیوه جدید و بی‌نظیری را در معماری به‌وجود آورد.

💡 خواست با لذات تجلی کند از مکمن غیب جلوه ئی کرد و بجولانگه تکوین آمد

💡 سیستم گردش خون: قلب انسان در پایان هفته چهارم پس از باروری شروع به تپیدن کرده و با سرعت ۶۵ ضربان در دقیقه منقبض می‌شود. تعداد ضربان قلب در طول دوره تکوین به‌طور مداوم افزایش می‌یابد تا درست قبل از تولد به حدود ۱۴۰ ضربان در دقیقه می‌رسد.

💡 راست گویم نیست جز این علت تکوین من قالبی لازم، برای ساخت یک گور بود

💡 کنون چه گویم در حق آن سپهر سریر که چون خداست به تکوین کائنات خیبر