لغت نامه دهخدا
دم الانسان. [ دَ مُل ْ اِ ] ( ع اِ مرکب ) خون انسان. ( از اختیارات بدیعی ).
دم الانسان. [ دَ مُل ْ اِ ] ( ع اِ مرکب ) خون انسان. ( از اختیارات بدیعی ).
خون انسان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اين آيات، يعنى از جمله ( و يقول الانسان... و نذر الظالمين فيها جثيا) كه هفت آيهاست، حكايت سخن ايشان در استبعاد از قيامت، و پاسخ از آننقل شده و آثار سوء و وبالى كه در سخن ايشان است خاطر نشان مى سازد.
💡 ايحسب الانسان ان يترك سدى؛ آيا انسان مى پندارد او را بهحال خود رها مى كنند
💡 قوله تعالی: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ «بسم اللَّه» کلمة غیورة لا یصلح لذکرها الانسان مصون من اللّغو و الغیبة. و لا یصلح بمعرفتها الّا قلب محروس عن الغفلة و الغیبة و لا یصلح لمحبّتها الّا روح محفوظة عن العلاقة و الحجبة.
💡 و نيز گويد: (سره - سر الانسان - هو حصه من مطلق التجلى الجمعى الذى انمايستند الى الحق المطلق و يرتبط به من حيث تلك الحصه ) (179)
💡 (يومئذ يتذكر الانسان ) - يعنى در آن روز انسان به روشن ترين وجه متذكر مىشود، كه آنچه در دنيا به او دادند چه خيرش و چه شرش همه از باب امتحان بوده و او دركار خود كوتاهى كرده اين آن معنايى است كه سياق آيه مى دهد.