دل اویزی

لغت نامه دهخدا

دلاویزی. [ دِ ] ( حامص مرکب ) دل آویزی. حالت و چگونگی دلاویز. دلاویز بودن. مرغوبیت. دلچسبی. مطبوع بودن. دل انگیزی. دلفریبی. دلربایی. گیرایی. دلپسندی:
از دلاویزی و تری چون غزلهای شهید
وز غم انجامی و خوشی چون ترانه بوطلب.فرخی.من بدین خوبی و زیبایی ندیدم روی را
وین دلاویزی و دلبندی نباشد موی را.سعدی.رجوع به دلاویز شود.

فرهنگ فارسی

( دل آویزی ) کیفیت دلاویز

جمله سازی با دل اویزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به آن نطقی دل آویزی که دارد ز قعر زندگی گوهر بر آرد

سرگردان یعنی چه؟
سرگردان یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز