دشوار گرفتن

لغت نامه دهخدا

دشوار گرفتن. [ دُش ْ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) سخت گرفتن. سختگیری کردن:
کار دنیا که تو دشوارگرفتی بر خود
گر تو بر خویشتن آسان کنی آسان گردد.کمال اسماعیل.خوار و دشوار جهان چون پی هم میگذرد
گر تو دشوار نگیری همه کار آسان است.اثیر اومانی ( از امثال و حکم ).چو با دوست دشوار گیری وتنگ
نخواهد که بیند ترا نقش و رنگ.سعدی.اگر ببند بلای کسی گرفتاری
گناه تست که بر خود گرفته ای دشوار.سعدی.تعاسر؛ با یکدیگر دشوار گرفتن. ( دهار ). || دشوار فرض کردن. سخت انگاشتن.

فرهنگ فارسی

سخت گرفتن. سختگیری کردن.

جمله سازی با دشوار گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رعایت خط فرضی در صحنه‌هایی که تعداد شخصیت‌ها در آن زیاد است، برای مثال چند نفر در حال تعامل و گفتگو با هم هستند دشوار است. در این حالت کارگردان جزئیات هر نما و محل قرار گرفتن دوربین را به منشی صحنه می گوید، که دقیقاً بنویسد، تا در هنگام فیلم برداری از نمای بعدی، ناخواسته خط فرضی را نشکند.

💡 بعضى هم گفته اند: منظور وحى و سنگينى آن است، چون دراوائل بعثت گرفتن وحى بر او دشوار بوده.

💡 عطا گرفتن و بستن دو کف بر او دشوار جهان گشادن و دادن گهر بر او آسان

💡 در شماره سوم دهخدا مسمط معروف خود «یاد آر ز شمع مرده یاد آر» که آن را در یادبود میرزا جهانگیرخان شیرازی سروده بود به چاپ رساند. دهخدا در تبعید برخلاف همگنانش در وضعیت مالی بسیار دشواری می‌زیست. دوران تبعید دهخدا در اروپا بی‌نهایت پرتنش و افسرده‌کننده بود و گفته شده که حتی به خودکشی یا گرفتن تابعیت بیگانه فکر کرده بوده‌است.

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز