دسته پل
لغت نامه دهخدا
دسته پل. [ دَ ت َ / ت ِ پ َ ] ( اِ مرکب ) دسته چالک. رجوع به الک دولک شود.
فرهنگ فارسی
دسته چالک
جمله سازی با دسته پل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بهطور کلی در یک کارگاه چاپ سنگی معمولاً دو دسته افراد که تعداد آنها به ۱۸ نفر میرسید کار میکردند:
💡 زنگنهای گویشی از زبان کردی است که به عنوان یکی از گویشهای کردی جنوبی دستهبندی شده و در میان بخشهایی از ایل زنگنه تکلم میشود.
💡 یکی از چیزهایی که آموزش و پرورش به انسانها می آموزد و بعدها متوجه آن شدم همین سیستم مسؤولیت دسته جمعی است که همه ی آنها مسؤول اند.
💡 از گل و سنبل و شمشاد و بنفشه به صبوح دسته بستی و سوی مجلس شاه آوردی
💡 بانگ میزن ای منادی بر سر هر دستهای هیچ دیدیت ای مسلمانان غلامی جستهای
💡 بر سر بالین من هر شب خیال زلف او دسته دسته سنبل خواب پریشان آورد