دستغِیب، عبدالعلی (شیراز ۱۳۱۰ش) دستغِیب، عبدالعلی منتقد ادبی ایرانی. پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه در زادگاهش به دانشسرای عالی تهران رفت و در رشتۀ فلسفه درس خواند. سال ها به معلمی مشغول بود و علاوه بر ترجمۀ برخی آثار در زمینۀ فلسفه، به ویژه به نقدِ آثار داستان نویسان و شاعران معاصر پرداخت. دیدگاه ادبی اش اغلب با زمینه های اجتماعی درهم می آمیزد. از نخستین کسانی است که، از اواخر دهۀ ۱۳۳۰، به شکلی حرفه ای و پی گیر به نقد ادبیات معاصر توجه نشان داده است. از دهۀ ۱۳۵۰ تا ۱۳۷۰ تک نگاری های چندی در نقد و بررسی آثار نیما یوشیج، غلامحسین ساعدی، احمد شاملو، بزرگ علوی، جلال آل احمد، احمد محمود و دیگران نوشته است.
دانشنامه اسلامی
[ویکی نور] «سید عبد العلی دستغیب»، در16 آبان 1310ش، در شیراز به دنیا آمد. پدرش، سید جواد، واعظ و سپس کارمند وزارت معارف (فرهنگ و آموزش و پرورش بعدی) در شهرستان های فیروزآباد و جهرم بود. عبد العلی، تحصیلات ابتدایی و دوره اول متوسطه را در فیروزآباد و جهرم انجام داد، سپس وارد دانشسرای مقدماتی شیراز شد و پس از فراغت از تحصیل، به تدریس در دبستان های کازرون و نورآباد ممسنی پرداخت. وی پس از28 مرداد سال 1332، به دلیل فعالیت سیاسی، بازداشت شد و یک سال را در زندان شیراز گذراند. دستغیب پس از آزادی از زندان، به علت ممنوعیت از مشاغل دولتی، به کار در دفتر اسناد رسمی و روزنامه های محلی شیراز پرداخت و مدت سه سال نیز کارمند غیر رسمی اداره بهداشت بود. دستغیب در سال 1337، برای ادامه تحصیل به تهران رفت و وارد دانشسرای عالی شد. پس از گذراندن دوره سه ساله دانشسرای عالی در رشته فلسفه و علوم تربیتی، فوق لیسانس همین رشته را ادامه داد، اما به دلیل موانعی درس را رها کرد. از آن پس تا سال 1359 به تدریس ادبیات، نقد ادبی و جامعه شناسی هنر در دبیرستان ها، مدارس عالی و دانشسراهای مقدماتی در شیراز و تهران پرداخت. وی در سال 1359، به درخواست خود بازنشسته شد و از آن پس توانست وقت بیشتری را به مطالعه و نگارش اختصاص دهد. عبد العلی دستغیب، از سال 1326 در روزنامه های شیراز همچون پارس و بهار ایران و سپس در مجله ها و روزنامه های تهران همچون اطلاعات، کیهان، سخن، فردوسی، نگین، روشنفکر، امید ایران، پیام نوین، راهنمای کتاب، آینده، آدینه، کلک، کیهان فرهنگی، نیستان و ادبیات داستانی، مقاله ها و مطالب متعددی در زمینه های تاریخ، فلسفه، جامعه شناسی و هنر نوشته است. دستغیب، معتقد است که هیچ اثر هنری و ادبی در خلأ به وجود نمی آید، بلکه نویسنده در ارتباط با مردم است که دریافت هایی به دست می آورد و آن را می نگارد؛ یعنی آن ها را از فیلتر احساسات و عواطف خویش عبور می دهد. از دستغیب، نزدیک به چهل کتاب منتشر شده است. وی در سال 1374، از سوی وزارت فرهنگ و ارشاداسلامی، به عنوان منتقد نمونه برگزیده شد و لوح سپاس خدمات فرهنگی دریافت کرد. همچنین، در سال 1382، طی مراسمی در صدا و سیما، به عنوان چهره ماندگار در رشته نقد ادبی شناخته شد و موفق به دریافت لوح تقدیر و جایزه گردید.
جمله سازی با دستغیب عبدالعلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این منظومه مخالفت بسیاری از شاعران سنتی و پیرو سبک قدیم مانند ملک الشعرای بهار و مهدی حمیدی شیرازی را برانگیخت. شاعران سنتی به مسخره و آزار وی دست زدند. عبدالعلی دستغیب، منتقد ادبی، معتقداست که نیما حتی درابتدا که به سبک قدیم شعر میسرود، توانایی خود را نشان داد. هرچند این اشعار ازنظر فرم کهن هستند، نیما معانی و موضوعات جدیدی در آنها گنجانده است.
💡 عبدالعلی دستغیب منتقد ادبی که مجموعه نقدی بر آثار شاملو نوشته است، معتقد است که شاملو پس از نیما، بیشترین تأثیر را بر شعر و شاعران معاصر داشته است و بر این باور است که در میان شاعران معاصر ایران، عاشقانههای شاملو، زیباترین ترانههای عشق در شعر نوی پارسی است.
💡 عبدالعلی دستغیب (منتقد ادبی) در مقالهای با عنوان «نویسندگان نیمه از یاد رفته» در «کتاب ماه ادبیات»، امیر عشیری را از یکی از پیروان حسینقلی مستعان، مترجم و پاورقینویسی که آثارش در سالهای پس از شهریور ۱۳۲۰ خوانندگان زیادی داشت، معرفی میکند.