لغت نامه دهخدا
درویش بچه. [ دَرْ ب َچ ْ چ َ / چ ِ / ب َ چ َ/ چ ِ ] ( اِ مرکب ) بچه درویش. شاگرد درویش: با درویش بچه ای مناظره درپیوسته. ( گلستان سعدی ).
درویش بچه. [ دَرْ ب َچ ْ چ َ / چ ِ / ب َ چ َ/ چ ِ ] ( اِ مرکب ) بچه درویش. شاگرد درویش: با درویش بچه ای مناظره درپیوسته. ( گلستان سعدی ).
بچه درویش شاگرد درویش با درویش بچه ای مناظره در پیوسته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرگرمی دیگر مردم تماشای معرکهگیری (نشان دادن مار افعی) و نمایش پرده توسط درویش و بچه درویش بود.