«درماندگی آموختهشده» در روانشناسی به حالتی گفته میشود که فرد در اثر تجربههای مکرر شکست، فشار یا رویدادهای ناخوشایندِ خارج از کنترل خود، به این باور میرسد که هیچ کاری از دست او برنمیآید و توان تغییر شرایط را ندارد. این مفهوم نشان میدهد که انسان ممکن است پس از قرار گرفتن طولانیمدت در موقعیتهای نامطلوب، به تدریج انگیزه و تلاش خود را از دست بدهد، حتی زمانی که در واقع راههایی برای بهبود وضعیت وجود داشته باشد. در چنین حالتی، فرد نسبت به موقعیتهای جدید نیز منفعل میشود و از اقدام کردن یا تلاش برای تغییر خودداری میکند، زیرا پیشاپیش انتظار شکست دارد. درماندگی آموختهشده معمولاً در شرایطی شکل میگیرد که فرد بارها تلاش کرده اما نتیجهای نگرفته و احساس کرده کنترل امور از دست او خارج است. این وضعیت میتواند بر احساسات، رفتار و حتی سلامت روان انسان تأثیر منفی بگذارد و موجب کاهش اعتمادبهنفس و افزایش اضطراب یا افسردگی شود. در روانشناسی، این پدیده توضیح میدهد که چرا برخی افراد پس از تجربه شکستهای مکرر، دیگر برای بهبود شرایط خود اقدامی نمیکنند. نکته مهم این است که این ناتوانی واقعی نیست، بلکه یک باور ذهنی آموختهشده است که بر اساس تجربههای گذشته شکل گرفته است. درمان این حالت معمولاً با تغییر نگرش، تقویت امید و ایجاد تجربههای موفق کوچک امکانپذیر میشود تا فرد دوباره احساس کنترل بر زندگی خود را به دست آورد. بنابراین، «درماندگی آموختهشده» به وضعیتی روانی گفته میشود که در آن فرد به دلیل تجربه ناتوانیهای مکرر، باور میکند هیچ کنترلی بر شرایط ندارد و از تلاش کردن دست میکشد، در حالی که در واقع امکان تغییر همچنان وجود دارد.
درماندگی اموخته
فرهنگستان زبان و ادب
درماندگی آموخته
{learned helplessness} [روان شناسی] بی انگیزگی و ناتوانی در واکنش به دلیل قرار گرفتن در معرض محرک ها و وقایع ناخوشایندی که از اختیار فرد خارج است
جمله سازی با درماندگی اموخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شروع درماندگی آموختهشده معمولاً از کودکی و سنین پایینتر است. زمانی که کودکان از حامیان و والدین خود برای چالشهای پیش رو درخواست کمک میکنند و با بیتوجهی آنان مواجه میشوند. در صورت تکرار این رفتار، باور ناتوانی در آنها تا سنین نوجوانی و جوانی همراه خواهد بود. کودکانی که در سنین کم تجربه تجاوز جنسی را داشتهاند، حتی در سنین بالاتر هم احساس بیارزش بودن و ناتوانی میکنند.