لغت نامه دهخدا
درمانلو. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع در 16 هزارگزی خاور گرمی و 6 هزارگزی راه شوسه اردبیل به گرمی، با 146 تن سکنه. آب آن از چشمه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
درمانلو. [ دَ ] ( اِخ ) دهی است جزء دهستان اجارود بخش گرمی شهرستان اردبیل واقع در 16 هزارگزی خاور گرمی و 6 هزارگزی راه شوسه اردبیل به گرمی، با 146 تن سکنه. آب آن از چشمه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیاه درمانی و پزشکی سنتی دو مقوله متفاوت هستند، که گاهی با هم خلط شده و موجب ناداوری میگردند.
💡 داغ تو و درد تو هست مرا خوش که هست مرهم من داغ تو درد تو درمان من
💡 ۱- همایون عزیزی، والی قندهار (وی در فرانسه تحت درمان است و در تاریخ (۱۳۹۵/۱۲/۲۵) پس از درمان به افغانستان برگشت
💡 صحبت آنان بلای جان هر فهمیدهٔ صحبت اینان دوای درد از درمان جدا
💡 هر درد را که مینگری هست چارهای دردِ محبت است که درمانپذیر نیست
💡 او همچنین عضو و سخنگوی کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی بود. وی همچنین رئیس فراکسیون دیپلماسی سلامت و سبک زندگی سالم مجلس و عضو ناظر مجلس در شورای عالی سلامت و امنیت غذایی بود.