لغت نامه دهخدا
شهرنشین. [ ش َ ن ِ ] ( نف مرکب ) مقابل ده نشین. مدنی. متمدن. حضری. دهقان. شهرگان. ( یادداشت مؤلف ).
شهرنشین. [ ش َ ن ِ ] ( نف مرکب ) مقابل ده نشین. مدنی. متمدن. حضری. دهقان. شهرگان. ( یادداشت مؤلف ).
مقابل ده نشین شهرگان مدنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردمان کوهستانها و دشتهای فراخ نسبت به شهرنشینان از بلندی بیشتری در سخنگویی و محاوره استفاده میکنند. حرفه نیز در بلندی صدا موثر است. هر اندازه عوامل اختلالزای بیشتر وجود داشته باشد، بلندی صدا بیشتر میشود.
💡 جمعیت این شهر در سال ۲۰۱۸ (میلادی) ۸۷۹٬۰۷۱ نفر برآورد شده است. قدمت شهرنشینی در این شهر به ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد میرسد و یکی از قدیمیترین شهرهای مسکونی دنیاست.
💡 جمعیت این شهر در سال ۲۰۱۸ (میلادی) ۸۷۹٬۰۷۱ نفر برآورد شدهاست. قدمت شهرنشینی در این شهر به ۶۰۰۰ سال پیش از میلاد میرسد و یکی از قدیمیترین شهرهای مسکونی دنیاست.
💡 در سال ۲۰۱۰، در ردهبندی امنترین نواحی شهرنشینی در ایالات متحده که توسط نشریه سی. کیو انجام گرفت، استیت کالج عنوان سوم را به دست آورد. در سال ۲۰۱۳ نیز بر اساس آمار ارائه شده از سوی مؤسسه پژوهشهای اقتصادی آمریکا، در ردهبندی شهرهای دانشگاهی، استیت کالج عنوان سوم را کسب کرد.
💡 در دورهٔ ادو (۱۶۰۳ تا ۱۸۶۸ میلادی) فرهنگ شهرنشینی پیشرفت داشت و فروش تمپورا و موگیچا (چای جو) توسط یاتای (فروش سیار) عامل تبدیل شدن آنها به غذاهای خانگی شد. در این دوره غذاخوریهای مخصوص اونیگیری، سوشی و سوبا در شهرها افتتاح شدند.
💡 در گذشته اقتصاد مردم الیگودرز بر پایه کشاورزی بود ولی امروزه صنعت، تجارت و مشاغل اداری و دولتی از پایههای اصلی اقتصاد مردم الیگودرز است اگر چه هنوز عدهای از شهرنشینان در مزارع اطراف شهر به کشاورزی مشغول هستند.