بجای داشتن

لغت نامه دهخدا

بجای داشتن. [ ب ِ ت َ ]( مص مرکب ) باقی گذاشتن. نگه داشتن: چون به بلوغیت رسید شیث وفات یافت و انوش دین پدر بجای داشت. ( قصص الانبیاء ص 29 ). || بموقع نهادن.

فرهنگ فارسی

باقی گذاشتن نگهداشتن.

جمله سازی با بجای داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به مرد ملک بجای و بمال مرد به پای نگاه داشتن ملک جز چنین نتوان

شط العرب یعنی چه؟
شط العرب یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز