بجای داشتن

مترادف‌ها

در اختیار داشتن

متضادها

نداشتن

لغت نامه دهخدا

بجای داشتن. [ ب ِ ت َ ]( مص مرکب ) باقی گذاشتن. نگه داشتن: چون به بلوغیت رسید شیث وفات یافت و انوش دین پدر بجای داشت. ( قصص الانبیاء ص 29 ). || بموقع نهادن.

فرهنگ فارسی

باقی گذاشتن نگهداشتن.

جمله سازی با بجای داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 به مرد ملک بجای و بمال مرد به پای نگاه داشتن ملک جز چنین نتوان

💡 او تصمیم گرفت به جای داشتن یک خانه بزرگ و پرهزینه در مرکز شهر، یک آپارتمان کوچک و آرام در حومه شهر بخرد تا بتواند بیشتر پس‌انداز کند.

💡 بسیاری از جوانان امروزی ترجیح می‌دهند به جای داشتن شغل‌های دولتی و امن، به دنبال راه‌اندازی کسب‌وکارهای نوپا و هیجان‌انگیز در دنیای تکنولوژی و استارتاپ‌ها باشند.

💡 جامعه مدرن به جای داشتن ارزش‌های سنتی و مذهبی، به سمت پذیرش سبک‌های زندگی مادی‌گرا و مصرف‌گرایی افراطی حرکت کرده است که می‌تواند پیامدهای فرهنگی داشته باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران