درشت دار

لغت نامه دهخدا

درشت دار. [ دُ رُ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کولیوند بخش سلسله شهرستان خرم آباد واقع در 28 هزارگزی جنوب باختری الشتر و 18 هزارگزی باختر راه شوسه خرم آباد به کرمانشاه. آب آن از چشمه ها و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان کولیوند بخش سلسله شهرستان خرم آباد واقع در ۲۸ هزار گزی جنوب باختری الشتر و ۱۸ هزار گزی باختر راه شوسه خرم آباد به کرمانشاه

جمله سازی با درشت دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همواری دلی که طمع داری از حیات موقوف بر درشتی سوهان تشنگی است

💡 ژان شاردن، در توصیف چهره شاه سلیمان می‌گوید: شاه دارای قدی بلند و بدنی ظریف بود. موهای بور و ریش‌های سیاه رنگی داشت و چشمانش آبی رنگ بود. شاه داری پوستی سفید مایل به زرد و رنگ پریده بوده که در تصاویر باقی مانده از او آشکار است. نیکلاس سانسون دربارهٔ او می‌گوید: بدنی قوی و قدی بلند دارد چشمانش درشت و آبی رنگ است و بینی‌اش عقابی است. او فردی مهربان است.

💡 گفتهٔ آزرده دل باشد درشت بی لگد نبود بدان پا دار مشت

💡 اگر داری درشتی در مزاج خویش، عاشق شو که هرجا سیل را افتد گذر، هموار می‌گردد

جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز