لغت نامه دهخدا
دربارخرج. [ دَ خ َ ] ( اِ مرکب ) خرج دربار. هزینه دربار. || قسمی از مالیات که زمین داران در بعضی ازجاهای هندوستان شمالی جمع می کردند. ( ناظم الاطباء ).
دربارخرج. [ دَ خ َ ] ( اِ مرکب ) خرج دربار. هزینه دربار. || قسمی از مالیات که زمین داران در بعضی ازجاهای هندوستان شمالی جمع می کردند. ( ناظم الاطباء ).
خرج دربار هزینه دربار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر سر خوان تو خورشید بود کاتب خرج بر دربار تو جمشید بود حاجب بار