لغت نامه دهخدا
درازکوه. [ دِ ] ( اِخ ) نام کوهی و ناحیتی به هرسین. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
درازکوه. [ دِ ] ( اِخ ) نام کوهی و ناحیتی به هرسین. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
نام کوهی و ناحیتی به هرسین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وَنِگی،نوعی کرفس کوهی گیاهی بومی از خانواده چتریان است که به صورت وحشی در این روستا رشد می کند که اندام هوایی این گیاه در طب سنتی برای درمان فشارخون، زخم و التهاب استفاده می شود. و از سالیان دراز ونگی به علت اثرات ضد درد، ضد التهاب، آرامبخش و ضد سرفه مورد استفاده بوده است. همچنین این گیاه دارای اثرات ضد ویروس، ضد دیابت، ضد سرطان بوده و آن را به عنوان عامل پیشگیری کننده از زخم معده مطرح میکنند.
💡 به دلیل جایگاه مکانی، دادههای باستانشناختی و گواههای سطحی، باشندگان سورت با دژنشینها و باشندگان پهنههای باستانی شناختهشدهای همچون دژ گرد کوه، دژ منصور کوه، دژ مهرنگار، قلعه تپهٔ بادلهکوه، شاهدژ، شهر چیدین، پهنهٔ باستانی کژیندشت، قلعه تپهٔ چمن ساور، دراز نو، رادکان، دشت گرگان، و شهر نسا در ترکمنستان به عنوان خاستگاه اشکانیان در پیوند بودهاند.