لغت نامه دهخدا
رأس کبیر. [ رَءْ س ِ ک َ ] ( اِخ )دماغه ای است در شمال دریای عمان در جنوب کوه لانج.
رأس کبیر. [ رَءْ س ِ ک َ ] ( اِخ )دماغه ای است در شمال دریای عمان در جنوب کوه لانج.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این سخن را درنیابد آن که در پیش خسان خوانده باشد از جمالت شرح نسیان کبیر
💡 ایوانش قبله گاه وضیع و شریف شد میدانش جای بوس صغیر و کبیر باد
💡 ای صاحب کبیر وزیران روزگار دارند جانب شعرا را به ناز گوش
💡 شهرهای گیلان و مازندران حدود یک دهه در تصرف روسها بودند. سرانجام عهدنامه رشت در سال ۱۷۳۲ میلادی توسط آنای روسیه جانشین پتر کبیر و نادرقلیخان، فرمانده کل قوای ایران، منعقد شد. بدین ترتیب قوای روس از گیلان و تمام سرزمینهایی که در دوران پتر اشغال شده بود، اخراج شدند.
💡 از فیلمهایی که وی در آنها نقش داشته است، میتوان به بیل سفیر کبیر اشاره نمود.
💡 شهر نیویورک در زیر سلطه نیروهای بریتانیایی به بندر و مرکزیت تجاری مهمی تبدیل شد. در سال ۱۷۵۴ میلادی، دانشگاه کلمبیا به فرمان جورج دوم پادشاه وقت بریتانیای کبیر، با نام «کینگز کالج» (کالج پادشاه) در منهتن جنوبی تأسیس شد.