دراز دنبال

لغت نامه دهخدا

درازدنبال. [ دِ دُم ْ ] ( ص مرکب ) درازدنب. درازدم. آنکه یا آنچه دنبالی دراز دارد. ذَیّال. ( یادداشت مرحوم دهخدا ): ذَنوب؛ اسب درازدنبال. ( السامی فی الاسامی ). || ( اِ مرکب ) گاو. ( برهان ) ( آنندراج ). || گاومیش. ( برهان ) ( آنندراج ): بعضی سوار بودند و قومی بر درازدنبال استوار. ( جهانگشای جوینی ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - گاو. ۲ - گاو میش.

جمله سازی با دراز دنبال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و نـيـز فرض كنيد كسى دستورات و مقررات رانندگى را كه به كار بستن آنها مسلما بهنفع عموم و موجب كاهش تصادف و ناراحتيهاى ناشى از آن است، به دست فراموشى بسپاردو بـه اخـطـارهـاى مكرر دوستان عاقل گوش فرا نداد و حادثه در يك لحظه كوتاه - و همهحـوادث در يـك لحـظـه رخ مـى دهـد - بـه سـراغ او بـيـايد و چشم يا دست و پاى خود را درحـادثـه از دسـت بدهد، و به دنبال آن ناچار شود ساليان دراز رنج نابينائى و بيدست وپـائى را تـحـمـل كـنـد آيـا ايـن پـديـده، هـيـچـگـونـه مـنـافـاتـى بـااصل عدالت پروردگار دارد؟!.

خدمتکار یعنی چه؟
خدمتکار یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
اونلی فنز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز