دراز خفتن

لغت نامه دهخدا

دراز خفتن. [ دِ خ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) دراز کشیدن. به پشت خفتن. استلقاء. اِجلعباب. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

دراز کشیدن

جمله سازی با دراز خفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خفتن ببرت به ناز تا روز سپید شب‌های دراز، آرزو می‌کندم

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
سرزمین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز