لغت نامه دهخدا
درپوشانیدن. [ دَ دَ ] ( مص مرکب )پوشانیدن. پوشاندن: خلعت هارون... بر نیمه آنچه خلعت پدرش بود، راست کردند و درپوشانیدند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 361 ). رجوع به پوشانیدن شود.
درپوشانیدن. [ دَ دَ ] ( مص مرکب )پوشانیدن. پوشاندن: خلعت هارون... بر نیمه آنچه خلعت پدرش بود، راست کردند و درپوشانیدند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 361 ). رجوع به پوشانیدن شود.
پوشانیدن پوشاندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با این حال شواهدی از تورات نیز وجود دارد که نشان میدهد رسم پوشیدن چهره، در بین عبرانیان فراگیر نبودهاست. در شولحان عاروخ، پوشانیدن چهره لازم دانسته نشدهاست، هرچند این کار سنت زنان پاکدامن دانسته شدهاست.
💡 از رقیبانِ خطابین رخ بپوش ای مَه که شد چهره پوشانیدن از چشمِ خطابینان صواب