در و تخته

لغت نامه دهخدا

در و تخته. [ دَ رُت َ ت َ / ت ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) لوازم و وسایل چوبی. || دو دوست و رفیق یا شریک یا زن و شوهر که با هم یک رنگ باشند. این اصطلاح مقتبس از مثلی است که گوید: خدا نجار نیست، اما در و تخته را خوب به هم جور می کند. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).
- در و تخته را مهر کردن؛ سکوت کردن در امری. دست کشیدن از کاری. ( فرهنگ عوام ).

فرهنگ فارسی

لوازم و وسایل چوبی دو دوست و رفیق یا شریک یا زن و شوهر که با هم یک رنگ باشند این اصطلاح مقتبس از مثلی است که گوید: خدا نجار نیست اما در و تخته را خوب به هم جور می کند

جمله سازی با در و تخته

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چون سخن در وی نیامد کارگر تن زدند آخر بدان تیمار در

💡 بهر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان روی زیبای ته وینم

💡 بس آنگه گفت تا گردد مهیا جهازی پر در و گوهر چو دریا

💡 من کز رخ خورشید نظر را ندهم آب قانع به نگاه در و دیوار تو باشم

💡 چون دام در و سر زده نتوان بدرون رفت عیبست قفس را که در باز ندارد

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز