در اوفتادن

لغت نامه دهخدا

دراوفتادن. [ دَ دَ ] ( مص مرکب ) اوفتادن. درافتادن. افتادن:
از در افتادن شکاری خام
صد دیگر در اوفتند به دام.نظامی.- از پای دراوفتادن؛ ناتوان شدن:
چندان بگریستی بر آن جای
کز گریه دراوفتادی از پای.نظامی.رجوع به درافتادن و افتادن شود.

فرهنگ فارسی

اوفتادن در افتادن افتادن

جمله سازی با در اوفتادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کور را خود این قضا همراه اوست که مرورا اوفتادن طبع و خوست

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
نقض یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز