لغت نامه دهخدا
دامادی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ازدواج کردن. زن گرفتن و جشن کردن. کدخدائی کردن: مخاتنة؛ دامادی کردن با کسی. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ).
دامادی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ازدواج کردن. زن گرفتن و جشن کردن. کدخدائی کردن: مخاتنة؛ دامادی کردن با کسی. ( منتهی الارب ) ( تاج المصادر بیهقی ).
ازدواج کردن
💡 محسن دامادی دست به خلاصه کردن کتاب تاریخ اجتماعی ایران زده و مجلدات این اثر را در ۱۲ مجلد مختصر خلاصه کرده است. نخستین مجلد از این مجموعه در ۵۷۶ صفحه و با شمارگان ۱۰۰۰ نسخه از سوی انتشارات کاوشپرداز منتشر شده است.
💡 داستان کت و شلوار دامادی به جوانی میپردازد که برای پرو کردن کت و شلواری که برای روز ازدواجاش به خیاط سفارش داده به مغازه میرود. او در حال تهیه و تدارک برای روز عروسی خود است، اما توسط صاحبان خیاطی کشته شده و سپس جسد تکهتکه و مثله او به منزلشان ارسالمیشود. این داستان با اندکی تغییر به صورتی نمادین به ماجرای ربوده شدن و سپس قتل و مثله کردن بهروز هاشمی دانشجوی پزشکی و فعال سیاسی کمونیست کُرد و عضو سازمان چریکهای فدایی خلق ایران در شهر کرمانشاه توسط نیروهای اسلامگرا در اسفند ۱۳۵۸ میپردازد که طی آن هاشمی که در کرمانشاه یک کتابفروشی را اداره میکرد دزدیده شده و تحت شکنجه قرار گرفته و مثله و کشته میشود و کتابفروشی او نیز آتش زده میشود.