لغت نامه دهخدا
دام و داحول. [ م ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) داحول عربی است به معنی پای دام صیاد که برای شکار گورخر بر زمین فرونشاند. ( منتهی الارب ). رجوع به دام و رجوع به داحول و نیز رجوع به «دام داهول » و داهل و داهول شود.
دام و داحول. [ م ُ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) داحول عربی است به معنی پای دام صیاد که برای شکار گورخر بر زمین فرونشاند. ( منتهی الارب ). رجوع به دام و رجوع به داحول و نیز رجوع به «دام داهول » و داهل و داهول شود.
داحول عربی است بمعنی پای دام صیاد که برای شکار گورخر بر زمین فرو نشاند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کشاورزی و صنعت تنها بخش کوچکی از تولید ناخالص داخلی جزایر را تشکیل میدهد. فرآوردههای کشاورزی شامل میوه، سبزیجات، نیشکر، دام و طیور و صنایع شامل تقطیر مشروب رام، ساخت و ساز و قایق سازی است. ماهیگیری تجاری نیز در آبهای جزایر انجام میشود.
💡 و نيز حيواناتى كه خفه شده باشند حرامند خواه بخودى خود و يا بوسيله دام و خواهبوسيله انسان اين كار انجام گردد (چنانكه در زمان جاهليتمعمول بوده گاهى حيوان را در ميان دو چوب يا در ميان دو شاخه درخت سخت مى فشردند تابميرد و از گوشتش استفاده كنند) (و المنخنقة ).
💡 زگل تعلق این چمن بهکجاست لالهٔگوش من چو سحر به دام و قفس متن نفسی و از همه رستهای
💡 بعد از آن از بند کار خویشتن برخیز، اگر صید آن زلف چو دام و خال همچون دانهای
💡 شیب بسیار زیاد روستا باعث شده تا بافت مسکونی روستا، متراکم پلکانی باشد و جالب آنکه واحدهای مسکونی در دو طبقه ساخته شدهاند. طبقه پایین، محل نگهداری دام و طبقه فوقانی محل سکونت افراد است. بافت اکثر خانه ها سنتی است و بر زیبایی روستا می افزاید.
💡 تا سلیمانوار خاتم باز نستانی ز دیو کی ترا فرمان برد دام و دد و دیو و پری