لغت نامه دهخدا
دال من. [ م َ ] ( اِ ) مرغی است که آنرا بعربی عقاب گویند. ( برهان ) ( آنندراج ).
دال من. [ م َ ] ( اِ ) مرغی است که آنرا بعربی عقاب گویند. ( برهان ) ( آنندراج ).
= دال٢
مرغی است که آنرا بعربی عقاب گویند
💡 بخت مرا چو کلک نگون میکنی مکن پشت مرا چو دال دوتا میکنی مکن
💡 الله که قامت الف آسای آن نگار مانند دال پشت مرا کرده چنبری
💡 میان شدت ایام گشته ام ناچیز بسان دال که در او شده است آن مدغم
💡 نقطه را اثبات بر علم است و اسرار نهان پس الف دال است بر ذات خدای نیک خواه
💡 ز قد چون الف سیم آن لطیف غزال فراقم آمد و شد قد من چو زرین دال
💡 ز قهر او شده کوه گران چو حلقهٔ میم ز خدمتش شده پشت فلک چو حلقهٔ دال