دائم کردن
مترادفها
مانا کردن، ثابت کردن، مستمر کردن، پایا کردن
متضادها
موقت کردن، ناپایدار کردن
لغت نامه دهخدا
دائم کردن. [ ءِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) تدمین. پیوسته کردن. همیشه کردن. بردوام کردن. مداوم کردن.
فرهنگ فارسی
پیوسته کردن
جمله سازی با دائم کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این آمار در مورد لوفتوافه به شکل شدیدتری از یک هواگرد در هر پنج کیلومتر مربع به یک هواگرد در هر ۲۵۰ کیلومتر مربع تنزل پیدا کرده بود. بدین شکل لوفتوافه هیچگاه هواگرد کافی جهت برآورده کردن تمامی نیاز دائمی پشتیبانی از نیروی زمینی در اختیار نداشت؛ از همین رو غالباً تمرکز خود را تنها بر پشتیبانی از نیروهای زرهی میگذاشت و با ادامه عملیات، قادر به تأمین کامل پشتیبانی و امنیت عمومی هوایی برای پیادهنظام نبود.
💡 پس از جدا شدن از بولتون ساموئل در ۱۹ ژوئیه ۲۰۱۱ بهطور آزمایشی به باشگاه لیدز یونایتد ملحق شد. باشگاهی که همتیمی سابقاش سیمون گریسون سرمربی آن بود. در بعد از ظهر همان روز او در دیداری برابر راچدیل در ترکیب اصلی تیم بود. حضور ساموئل در لیدز چندان طولانی نبود و پس از یک آسیبدیدگی از همراهی کردن این باشگاه بازماند. پس از آن برای وستهام یونایتد در یک دیدار پیشفصل برابر رئال زاراگوزا به میدان رفت. هر چند که وستهام و ساموئل بر سر یک قرارداد دائم به توافق نرسیدند.
💡 تلاش برای دائم کردن یک عادت مثبت در زندگی روزمره میتواند تأثیرات بسیار عمیق و مثبتی بر سلامت روان و بهبود کیفیت زندگی فرد داشته باشد.
💡 مدیران شرکتهای بزرگ همیشه به دنبال روشهای جدیدی برای دائم کردن فرآیندهای کاری هستند تا بهرهوری و کارایی سازمان در بلندمدت افزایش یابد.
💡 در برخی فرهنگها، دائم کردن مراسمهای سنتی و مذهبی به عنوان راهی برای حفظ هویت و میراث فرهنگی نسلهای آینده مورد توجه قرار میگیرد.