خیره هش

لغت نامه دهخدا

خیره هش. [ رَ / رِ هَُ ] ( ص مرکب ) خرفت. کودن:
ترا راهزن خواند و مارکش
مرا دیو مردم خورخیره هش.اسدی.

فرهنگ فارسی

خرفت کودن

جمله سازی با خیره هش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اسحاق‌آباد، روستایی است از توابع بخش زبرخان (اکنون شهرستان) شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران. فاصله این روستا تا شهر قدمگاه حدود ۱۲ کیلومتر و تا نیشابور ۲۵ کیلومتراستنی آن چشم هربیننده‌ای را خیره می‌کند

💡 هر که از دور بدو در نگرد خیره شود گوید این صورت و این طلعت شاهانه نگر

💡 سر به زیر افکندم و ناگه دو چشمم خیره شد خاک را گفتی ز اخترها درخشان کرده‌اند

💡 آب از سر تیره است ای خیره‌خشم پیشتر بنگر یکی بگشای چشم

💡 خویشتن دار چو احوال همی بینی خیره بی‌رشته و هنجار مکش هنجن

💡 نورمن لینک معتقد است که یونگ مودو «تا حدی به این دلیل شکل گرفت که تکواندو به یک ورزش رزمی خیره‌کننده تبدیل شد و ویژگی‌های دیگر مانند دفاع شخصی را از دست داد.»

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
ایلی یعنی چه؟
ایلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز