لغت نامه دهخدا
( خیرمآل ) خیرمآل. [ خ َ م َ ] ( ص مرکب ) خوش عاقبت. خوشبخت. ( ناظم الاطباء ). آنکه فرجام کار او خیر و خوبی است.
( خیرمآل ) خیرمآل. [ خ َ م َ ] ( ص مرکب ) خوش عاقبت. خوشبخت. ( ناظم الاطباء ). آنکه فرجام کار او خیر و خوبی است.
خوش عاقبت خوشبخت
💡 وَ أَقِیمُوا الصَّلاةَ و نماز بپای دارید وَ آتُوا الزَّکاةَ و زکاة مال بدهید وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِکُمْ مِنْ خَیْرٍ و هر چه خود را پیش فرا فرستید از خیری تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ نزدیک اللَّه بازیابید آن را، إِنَّ اللَّهَ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ اللَّه بآنچه شما میکنید بیناست.