لغت نامه دهخدا
خیال ساختن. [ خ َ / خیا ت َ ] ( مص مرکب ) خیال پروریدن. خیال پختن. اندیشه و توهم کردن. خیال کردن.
خیال ساختن. [ خ َ / خیا ت َ ] ( مص مرکب ) خیال پروریدن. خیال پختن. اندیشه و توهم کردن. خیال کردن.
خیال پروریدن خیال پختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پاولوف با گرفتاری به ناچاری، ۲۶ ژوئن دستور به تهاجم مشترک زمینی و هوایی سپاههای ذخیره ۲۰ مکانیزه و ۴ هوابرد شوروی جهت متوقف ساختن پیشروی نیروهای آلمانی در سلوتسک داد که با شکست مواجه شد. پاولوف به اشتباه خیال میکرد تانکهای هوت به جای پیشروی بیشتر به طرف شرق و مالاژکنا، از لیدا به سمت جنوب خواهند چرخید.
💡 قرن ۱۸ بیش از آن در خیال پردازی غرق شده بود که بتواند علاقهای به دقت موشکافانهٔ عکاسی داشته باشد؛ مثلاً چهرهپردازی روکوکو بیشتر به ساختن چهرهای متملق توجه داشت تا عکاسی دقیق و ثبت صریح جزئیات توسط دوربین عکاسی نمیتوانست محلی از اعراب پیدا کند. حتی در نقاشی معماران هنرمند عمداً در بازنمایی حقیقت جغرافیایی یا مکانی راه افراط میپیمود.