خویشتن اراستن

لغت نامه دهخدا

( خویشتن آراستن ) خویشتن آراستن. [ خوی / خی ت َ ت َ ] ( مص مرکب ) خود آراستن. تَشَوّف ُ. ( تاج المصادربیهقی ).
- خویشتن برآراستن؛ تصنع. تبرج. ( تاج المصادر بیهقی ).

فرهنگ فارسی

( خویشتن آراستن ) خود آرا خویشتن آرا

جمله سازی با خویشتن اراستن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و جامه سپید را اندر چشم وی بیاراید و جامه ابریشمین و رنگین را نکوهیده دارد و گوید این کار زنان باشد و رعنایان و خویشتن آراستن کار مخنثان بود نه کار مردان و نگاه دارد تا کودکان که جامه ابریشمین دارند و تنعم کنند، با وی نیفتند و ایشان را نبینند که آن هلاک وی بود که وی نیز آرزو کند. و از قرین بد نگاه دارد که هرکودک که وی را نگاه ندارند، شوخ و دروغ زن و دزد و لجوج و بی باک گردد و به روزگار دراز آن از وی نشود.

💡 نیست مردی خویشتن آراستن قصد جان کرد آنکه او آراست تن

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز