خون اشامی

لغت نامه دهخدا

( خون آشامی ) خون آشامی. ( حامص مرکب ) عمل خون آشام. سفاکی. || سخت برندگی در شمشیر. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( خون آشامی ) عمل و حالت خون آشام

جمله سازی با خون اشامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در زمان حال، ولاد در خیابان های لندن با زنی به نام مینا ملاقات می کند که به شدت شبیه میرناست. خون آشامی که ولاد را نفرین کرده، از دور آن ها را تماشا می کند و می گوید: "اجازه دهید بازی شروع شود".

💡 تا بدانی حال خون آشامی شبهای من جرعه ای زین باده پیش نرگس مخمور دار

💡 بی پا و سران دشت خون آشامی مردند ز حسرت و غم ناکامی

💡 نمی‌گویم به بزمم باش ساقی می به مینا کن چو با یاران کشی می یاد خون آشامی ما کن

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز