خوف داشتن

لغت نامه دهخدا

خوف داشتن. [ خ َ / خُو ت َ ] ( مص مرکب ) بیم داشتن. ترس داشتن. وحشت داشتن. رعب داشتن. || ضد رجا داشتن. مقابل امید داشتن:
جز بخشنودی و خشم ایزد و پیغمبرش
من ندارم از کسی در دل نه خوف و نه رجا.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

بیم داشتن ترس داشتن

جمله سازی با خوف داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعضى ديگر گفته اند: منظور از نداشتن رجاء، داشتن خوف است، چون بين اين دو ملازمههست. و معناى آيه اين است كه چه سبب و علتى براى شماحاصل شده كه شما معتقد به عظمت خدا نمى شويد، و يا از عظمت خدا نمى ترسيد، و ايننترسيدن باعث شده كه او را عبادت نكنيد؟

💡 همان گونه كه از اين سخنان امام عليه السلام فهميده مى شود، تجربه نيز ثابت كردههر اندازه كه مساءله مرگ و خوف مردن از دل رزمندگانزايل شده باشد، به همان ميزان در جنگ پيروز و به هدف خواهند رسيد، زيرا بى تحركىو سرعت عمل نشان ندادن در ميدان جنگ بيشتر ناشى از ترس ‍ از مرگ و مولود احتياطكارهاى بيش از حد جهت دور نگاه داشتن جانش از خطرات مى باشد، چون اگر ترس از مرگبر او حاكم نباشد، چرا تلاش نكند، قهرمانى ها نيافريند و پيروزى به ارمغان نياورد.

بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز