خوش گشتن

لغت نامه دهخدا

خوش گشتن. [ خوَش ْ / خُش ْ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) شاد شدن. خوشحال شدن. مسرور شدن:
صدر ممدوحان نظام الدین که نظم مدح او
از شنیدن گوش خوش گرددبگفتن حلق و کام.سوزنی.

فرهنگ فارسی

شاد شدن خوشحال شدن

جمله سازی با خوش گشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خوش بود در عشق من گشتن تباه پس به روی دیگری کردن نگاه

اجل یعنی چه؟
اجل یعنی چه؟
تحمیلی یعنی چه؟
تحمیلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز